عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
517
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
خيرخواه خلق ) بدترين ندارى است . 21 فاقد البصر سيىّ ء النّظر : آنكه بصيرت و بينش را از دست داده است نظرش هم ( در بارهء خدا و خلق ) زشت و خطا است . 22 فقر الأحمق لا يغنيه المال : احمق ندار را دارائى توانگر نمى سازد . 23 فاقد الدّين متردّد فى الكفر و الضّلال : آنكه دين را از دست داده است در كفر و گمراهى سر گردان است . 24 فساد الدّين الطّمع : طمعكارى باعث تباهى دين است . 25 فساد العقل الاغترار بالخدع : فريب خدعهها و بازيچهها ( ى جهان ) را خوردن از تباهى عقل و خرد است 26 فساد الدّين الدّنيا : دنيادارى سبب تباهى دين 27 فساد الأمانة الخيانة : خيانت باعث از بين بردن امانت است . 28 فاز من تجلبب الوفاء و ادّرع الأمانة : آن كس كه لباس وفادارى پوشيد و دراّعه امانت در بر كرد پيروزمند است . 29 فساد البهاء الكذب : دروغ روشنى چهره را از بين مى برد ( چون دل را تيره مى سازد و از باطن به ظاهر سرايت مىكند ) . 30 فليصدق رائد اهله و ليحضر عقله و ليكن من أبناء الأخرة فمنها قدم و إليها ينقلب پيك و بريد ( هر قومى را كه براى جمع آورى اخبار به اطراف مى رود ) بايد بمردم خود راست بگويد عقل و خردش را حاضر سازد و بايد از فرزندان آخرت باشد زيرا كه از آنجا آمده و به آنجا باز خواهد گشت . 31 فضيلة السّيادة حسن العادة : فضل برترى و سرورى بخوشخوئى است . 32 فضيلة العقل الزّهادة : برترى عقل بزهد و كنارهگيرى از دنيا است . 33 فضيلة الإنسان بذل الإحسان : برترى انسان ( بر ديگران ) در به كار بستن احسان است . 34 فضيلة السّلطان عمارة البلدان : فزونى پادشاه ( بر پادشاهان پيش از خودش ) بآباد كردن شهرها است ( بوسيلهء عدل و دادگرى ) 35 فضيلة الرّياسة حسن السّياسة : فضل سرورى خوش رفتارى است ( با مردم ) 36 فضل فكر و فهم انجع من فضل تكرار و دراسة